موقع خوابه برات خاطرات بچگی هایم را تعریف میکنم و کلی ذوق میکنی و میگی بازم نی نی بودی بگو
بعدش میگم حالا بخوابیم.
میگی نه حالا من نی نی بودم بگم
بگو عزیز دلم
و اینگونه خاطرات ما به شیوه علیرضا بازسازی میشود :
1- من نی نی بودم یه روز متین لباس منو پوشید بعد شبیه من شد عزیزجون بهش گفت علیرضا بیا بعد دید اِاِ اینکه متینه.
2- من نی نی بودم یه همسایه داشتیم اسمش زهرا بود مامانش خاله شهلا بود بعد باهم اب بازی کردیم همدیگرو خیس کردیم
در این 2 خاطره جای علیرضا (مامان هدی) ،متین(دایی جون علی) ، عزیزجون (مادرجون) ، زهرا (فاطمه دوست و همسایه بچگی مامان هدی) بگذارید میشود خاطرات کودکی مامان هدی .
به این میگن خاطره سازی از نوع علیرضا


روز انتخابات مجلس شورای اسلامی هم بود
باهم رفتیم سر صندوق و من نوشتم و شما به درون صندوق انداختی و رای عزیزجون را هم 